نوزدهمین ماهگرد آرتینم
سلام گل پسر زیبای مامان
آرتینم تا این لحظه ، 1 سال و 7 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 37 دقیقه و 11 ثانیه از اولین لحظه دیدارمون میگذره و لحظه لحظه تمام این روزها رو به یاد میارم
روزهایی که گاهی دلم براشون تنگ میشه
هم من هم بابایی از اینکه تو داری بزرگ میشی و قد میکشی خوشحالیم
و از یه طرف دلمون نمیخواد زود بزرگ شی 
پسر خوشکلم این روزها حسابی درگیر خونه تکونی بودیم و شما هم مثل همیشه آقا بودی و کلی هوای مامان داشتی
کلی خرید کردیم و واسه عید داریم اماده میشیم
پسرم ببخش دیر به دیر میام و واست پست میذارم هم شما به من اجازه نمیدی پشت کامپیوتر بشینم هم کارهامون زیاده


حالا چند تا عکس از شاهزاده ی زیبای من
کمک کردن آرتین در تمیز کردن ایینه

یه عصر با آرتین توی تراس






آرتین در حال ور رفتن به گوشی مامان

مامان: آرتینم چیکار میکنی مامان ؟
آرتین : کاربد کاربد


آرتین در حال شیر کاکائو خوردن (پسرم دیگه کامل یاد گرفته با نی خوردن)


آرتین توی خونه تکونی متوجه وجود کالسکه شد که از 6 ماهگی دیگه استفاده نکرده بود و روزها دوس داره توی اون بشینه
خمیازه بکشه 

زیر چشمی هواسش به مامان باشه

دستاشو بخوره 

بگی مامان دستاتو نخور کلی واسه مامانش ناز کنه

پاهاشو بخوره

تی وی ببینه

اینم از خریدای عیدت
البته بگم اون شلوار پیش بندی کتون و اون شلوارک لی از سیسمونیته که آخرین چیزهاییه که از سیسمونی مونده

اینم سفره 7 سین امسالمون

مامان جون عاشقانه دوستت دارم 



نوزدهمین ماهگرد آرتینم
